1) سعی کنید اساس دستور کار «تهیهی گزارش خبری» را بفهمید:
همواره به این نکته توجه داشته باشید که هدف نهایی «تولید گزارش خبری» در غالب رسانهها این است که «گزارش»های خودشان را به مخاطبانی خاص (که باورها، ارزشها، و پیشداوریهایی دارند) بفروشند تا به سودی دست پیدا کنند. هدف تولیدکنندگان گزارشها آموزش نیست. هدفشان این نیست که حق مطلب را دربارهی همهی سویههای موضوع ادا کنند. (همهی سویههای موضوع تقریباً هیچ وقت بیان نمیشوند.) برای آنکه گزارشهایشان را به مخاطب بفروشند باید دقت کنند و گزارشها را به گونهای تهیه کنند که مخاطب را درگیر کند و ارزشها، باورها، پیشداوریها، و جهاننگریِ او را تحکیم کند و بر اعتبار آنها صحه بگذارد. خبرنگاران معمولاً جزو کسانیاند که باورها، ارزشها، پیشداوریها، و جهاننگریشان با باورها، ارزشها، و ... مخاطب مورد نظر یکسان است. به این ترتیب، خبرنگار «به طور طبیعی» به گزارش جهتدهی میکند.
تهیه گزارش خبری برای مخاطب مستلزم این است که مشخص شود:
الف) مخاطب چه چیزی را «گزارش» قلمداد میکند (اینکه به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی علاقه ندارد)،
ب) چه چیزی در یک گزارش بیشترین ربط را به مخاطب دارد و چه چیزی کمترین ربط را به او دارد (بنابراین، چه چیزی باید برجسته شود و به چه چیزی باید کمتر پرداخته شود)،
پ) «لید»[1] یا «تیتر» گزارش چگونه باشد (تا تعریف اولیهای از مطلب به خواننده بدهد)،
ت) چه مقدار فضا یا زمان باید به گزارش اختصاص پیدا کند،
ث) چگونه باید میان این گزارش و گزارشهای دیگر (و نیز میان این گزارش و تصویر مخاطب از خودش و جهانش) ارتباط برقرار کرد، و
ج) چگونه باید گزارش را بیان کرد تا «حرفهای» (یعنی بیطرفانه، عاری از سوگیری، و بیان واقعیت محض) به نظر برسد.
2) با استفاده از شناختتان از منطق «تهیهی گزارش خبری»، ابتدا گزارشهای خبری را «ساختگشایی»[2] کنید و سپس آنها را، با سوگیریها و جهتدهیهایی دیگر، خلاقانه «بازسازی» کنید.
زمانی به مصرفکنندهی سنجشگر رسانههای خبری تبدیل میشوید که، ابتدا، دستور کار رسانههای خبری، ملاکهایی که رسانههای خبری بر اساس آنها به تهیهی خبر میپردازند، را بفهمید (بفهمید که آنها بر اساس چه ملاکهایی «گزارش» بودن یک مطلب یا برنامه را مشخص میکنند، گزارشهایی که میخواهند به آنها بپردازند را انتخاب میکنند، و تصمیم میگیرند که چگونه به آنها بپردازند تا بیشتر مورد استقبال قرار گیرند و روزنامه یا مجله بیشترین فروش را داشته باشد). کسانی که در مصرف خبرها مهارت دارند یاد گرفتهاند که چگونه دستورکارها و تأکیدهای ملّي، اجتماعی، و سیاسی را تشخیص دهند و ارزیابی کنند. آنها یاد گرفتهاند که چگونه مطالب نانوشته را بخوانند و چگونه گزارشها را، با استفاده از خلاقیتشان، به صورتی دیگر (آن گونه که از نظرگاههای دیگر میشد نوشت) بازنویسی کنند.
3) یاد بگیرید که چگونه موضوعها و مسئلهها را بازتعریف کنید، به منبعهای جایگزین (درون و بیرون جریان حاکم رسانهای) دسترسی پیدا کنید، رویدادها را در منظر تاریخی قرار دهید و به انگاشتهها و برآیندها توجه و آنها را ارزیابی کنید.
پرسشگری و ارزیابی هدفمند برای پردازش سنجشگرانهی پیامهای رسانهای حیاتیاند .
4) یاد بگیرید که گزارشهای کماعتبار را از روی هیجانیبودنشان یا پیوندِ محتوای آنها با منافع شخصی یا گروهی شناسایی کنید.
اگر منافع شخصی یا گروهیِ تهیهکننده یا دریافتکنندهی گزارشی بر تهیهی آن تأثیر گذاشته باشد یا هیجانهای مخاطب عام (ترس، خشم، نفرت، میهنپرستی، و ... عموم مردم) در تهیهی آن دخیل باشد، آن گزارش کمترین اعتبار را دارد. برای مثال، هنگامی که کشوری درگیر جنگ است، گزارشهای مطبوعات داخلیِ آن کشور دربارهی جنگ (از جمله، تبیینهای آنها از جنگ) محل تردیدند، زیرا همهی ملتها به هنگام جنگ، برای جلب حمایت مخاطب، دست به تبلیغات گسترده میزنند. در مورد اعمال جنسیای که در یک جامعه تابو به حساب میآیند (و ممکن است در جامعههای دیگر پذیرفتهشده باشند) نیز وضع به همین منوال است؛ چرا که مخاطب به هنگام مواجهه با گزارشهای مربوط به این اعمال احساس «انزجار» میکند و، به همین دلیل، تهیهکنندهی گزارش محکوم است که گزارش را به نحوی عرضه کند که آن احساس «انزجار» را واکنشی معقول قلمداد کرده و توجیه کند («بازداشت طرفداران برهنگی»، «محکومیت شخصی که مرتکب تجاوز جنسی شده بود»). به طور معمول، گزارشهایی که هیجان عموم مردم را بر میانگیزند ماهیتاً بسیار یکسویهاند و بنابراین قاعدتاً نباید برای کسانی که سنجشگرانه میاندیشند اعتبار چندانی داشته باشند.
برگرفته از کتاب «چگونه سوگیری و تبلیغات را در رسانهها تشخیص دهیم»، نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر، ترجمهی مهدی خسروانی، ص 47-50